الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
230
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) شيخ طبرسى در تفسيرش در ذيل اوّلين آيهء سورهء اسراء و به مناسبت حديث معراج مىنويسد : « روايات بسيارى در مورد قضيهء عروج نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به آسمان نقل شده است و بسيارى از صحابه آنها را روايت كردهاند و آنها را مىتوان به چهار وجه تقسيم كرد » . تا اين كه مىگويد : « و چهارمين وجه اين كه آنچه ظاهرش صحيح نيست و تأويل آن نيز مشكل است ، بهتر آن است كه آن را قبول نكنيم . » تا اين كه مىگويد : « و اما مصداق وجه چهارم ، مطلبى است كه در مورد شكافتن شكم نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و شستن آن به وسيلهء ملائكه نقل شده است ؛ زيرا آن حضرت از هر پليدى و عيبى پاك و مبرّا بوده است و چگونه ممكن است كه اعتقادات قلب را به وسيلهء آب شست و شو داد ؟ ! » « 1 » ( 2 ) براى همين وى اين خبر را در ضمن احاديث مربوط به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در كتاب إعلام الورى نياورده است . در همين حال مىبينيم كه بعضى اين خبر را از نشانههاى نبوّت و باعث اعجاب و تقدير دانستهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدان مفتخر شده و براى هيچ كدام از انبياى قبلى رخ نداده است ، مثل حلبى در كتاب انسان العيون فى سيرة الأمين المأمون « 2 » و بوطى در كتاب فقه السيره « 3 » و سيد حسنى در كتاب سيرة المصطفى . و شگفت آن كه سيد حسنى به ضعف اين خبر اعتراف نموده است . « 4 » ( 3 ) سيد جعفر مرتضى بر اين مطلب حاشيه زده و گفته است : چرا پيامبر ما به اين پديده اختصاص يافته و اين حادثه براى هيچ كدام از انبياى سابق رخ نداده است ؟ ! آيا با عقل جور در مىآيد كه تنها او احتياج به اين عمل داشته و ساير انبياء از آن بىنياز بودهاند ؟ در اين صورت چگونه او افضل و كاملترين انبيا بوده است ؟ ! يا اين كه مىگويند : شيطان در آنها هم بهرهاى داشته است ، اما با عمليات جراحى از آنها جداسازى نشده است و براى همين نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به افضل و كاملترين انبيا تبديل شده است ؟ ! « 5 » ( 4 ) كتابهاى سيره و حديث غير اماميه نيز غالبا خالى از اين حديث نيست و حتى بعضى از صحاح همانند صحيح مسلم اين خبر را در بردارد . وى با سندى از أنس بن مالك نقل مىكند
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 69 . ( 2 ) . معروف به سيرهء حلبيه ، ج 1 ، ص 368 . ( 3 ) . فقه السيره ، ص 53 . ( 4 ) . سيرة المصطفى ، ص 46 . ( 5 ) . الصحيح فى السيرة ، ج 1 ، ص 86 .